تبليغاتX
سورملینا


سورملینا

خواب عروسی با آیدین را می بیند هر شب!



* سورملینا حالا سه روز است که دو ساله شده!

* این روزها خیلی زیاد از این که " جا مانده چیزی جایی " رو حذف کرده ام پشیمونم! مطالب ذخیره شده اش رو که می خونم اینو می فهمم!

* من مادر نشده ام! برای همه ی کسانی که حوصله ی خوندن کامل نوشته هام رو ندارن! خو شما تقصیری ندارید من زیادی طولانی می نویسم گاهی!

* می آیم با بازی ای که جیغ بنفش عزیز دعوت کرده بنویسم. هرچند هیچ وقت از این بازی های بلاگی خوشم نیامده. اما تو عـــــــــزیز مایی رفیق!

نوشته شده در سه شنبه 1388/01/25ساعت توسط | |

سورملینا زنی است که درباره اش باید سخن گفت....
زنی که دلش می خواهد زندگی کند....
با تمام دغدغه های یک زن....
دلش بچه می خواهد....
و می خواهد که مردش را لمس کند....
و می خواهد که روزگار گاهی هم به او لبخند بزند....
گاه با خود فکر می کند که اشکال ندارد که کمی عوام به نظر بیاید....
سورملینا زنی ست که زنانگی اش را دوست دارد.
به این دلیل ساده
که هرگز
و در هیچ زمانی
مرد نبوده است.

سورملینا زنی ست که به تک لبخند مردش که
هر روز صبح در همان کادر پنجره ظاهر می شود
دل خوش کرده و زندگی می کند....
این تصویر سورملیناست....
این تصویر من است....

* تو اگر می توانی آیدین بمــــــــــــان!

 پ.ن : با توام! مگه بیکاری؟ کاش که این جا برام مقدس نبود چن کلمه حرف حساب باهات می زدم! راحت باش دیگه من هم ناربانویی ندارم! زیر سایه ی شمایی که نمی دونم کی هستی!

نوشته شده در سه شنبه 1387/03/07ساعت توسط | |

آینده‌
به چه کارم می‌آید
جز
تو را داشتن و
با تو خندیدن

داشتنت
پایان تمام پیش‌گویی‌هاست....

 

تو آیدین منی!
می خواهمت......!
حتی اگر تمام عالم دیوانه ات بخوانند!
حتی اگر مغز چلچله خورانده باشندت
- یا خود به انتخاب خورده باشی باز -

نوشته شده در پنجشنبه 1387/01/22ساعت توسط | |


Design By : Night Skin