سورملینا
خواب عروسی با آیدین را می بیند هر شب!
* این روزها خیلی زیاد از این که " جا مانده چیزی جایی " رو حذف کرده ام پشیمونم! مطالب ذخیره شده اش رو که می خونم اینو می فهمم! * من مادر نشده ام! برای همه ی کسانی که حوصله ی خوندن کامل نوشته هام رو ندارن! خو شما تقصیری ندارید من زیادی طولانی می نویسم گاهی! * می آیم با بازی ای که جیغ بنفش عزیز دعوت کرده بنویسم. هرچند هیچ وقت از این بازی های بلاگی خوشم نیامده. اما تو عـــــــــزیز مایی رفیق! سورملینا زنی ست که به تک لبخند مردش که * تو اگر می توانی آیدین بمــــــــــــان! پ.ن : با توام! مگه بیکاری؟ کاش که این جا برام مقدس نبود چن کلمه حرف حساب باهات می زدم! راحت باش دیگه من هم ناربانویی ندارم! زیر سایه ی شمایی که نمی دونم کی هستی! داشتنت تو آیدین منی!
زنی که دلش می خواهد زندگی کند....
با تمام دغدغه های یک زن....
دلش بچه می خواهد....
و می خواهد که مردش را لمس کند....
و می خواهد که روزگار گاهی هم به او لبخند بزند....
گاه با خود فکر می کند که اشکال ندارد که کمی عوام به نظر بیاید....
سورملینا زنی ست که زنانگی اش را دوست دارد.
به این دلیل ساده
که هرگز
و در هیچ زمانی
مرد نبوده است.
هر روز صبح در همان کادر پنجره ظاهر می شود
دل خوش کرده و زندگی می کند....
این تصویر سورملیناست....
این تصویر من است....
به چه کارم میآید
جز
تو را داشتن و
با تو خندیدن
پایان تمام پیشگوییهاست....
می خواهمت......!
حتی اگر تمام عالم دیوانه ات بخوانند!
حتی اگر مغز چلچله خورانده باشندت
- یا خود به انتخاب خورده باشی باز -
| Design By : Night Skin |

