تبليغاتX
سورملینا - بازی


سورملینا

خواب عروسی با آیدین را می بیند هر شب!



برای تو که تخته نرد بازی کردن با تو را مثل عشق بازی هایت دوست دارم....

نسیم می وزد، نسیم که نه، تو گویی توفانی ست در خلوت خانه. پرده های پنج دری بی تابی می کنند. نوشیدنی می آورند و یخ ها همه در لیوان من می ماند. نه. این نوشیدنی خوب نیست. دلم چای زعفرانی می خواهد در استکانی کمر باریک و لب طلایی، نعلبکی هم قجری باشد لطفا. دیگر چه خوب است؟ یادم آمد، اصلا بیا تخته نرد بازی کنیم. کم بریزد....
می دانی؟ من همیشه سیاه بازی می کنم. قبول نداری؟.... شش است و چهار، گل است و بهار. نوبت توست. تاس نگیری ها. شوخی کردم. می دانم مرامی بازی می کنی. حالا بریز.... آه، شش و یک. شش خان را هم که بستی. عجب دستی! دیگر شش و بش ما هم افاقه نمی کند. نه اصلا بگذار جور دیگر بازی کنم.... تاس می ریزم. جفت شش می آید....

نوشته شده در سه شنبه 1387/10/24ساعت توسط | |


Design By : Night Skin